قهرمان ميرزا عين السلطنه
551
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روزى به هزار نفر عدهء متوفى رسيده بود . از حاج چيزى برنگشت . اغلبى تلف شدند . خداوند به خير بگذراند . هفتاد هشتاد هزار نفر از حاج تلف شد . امين الملك و ديگران هم شهر رفتند . ديگر كسى باقى نمانده جز معدودى . ششصد زن پادشاه سيام جمعه دوم ربيع الثانى - صبح قدرى كتاب خواندم . بعد با سليمان ميرزا باغ حضرت و الا رفتم . هوا سرد شده است و شمران خلوت . سه ساعت به غروب مانده قيطريه منزل نصير الدوله رفتم . جاى خوبى است . روزنامهء « ايلوستراسيون » داشت . اغلب شكل سيام و حكايت آنجا را نوشته بود . فرانسهها در اين ايام خيلى از ولايت آنها را گرفته و مبلغ هشتاد هزار ليره خسارت جنگ گرفتند و حال آنكه فقط دو سه تير توپ به كشتى آنها انداخته بودند . بىجهت كشتى آنها داخل رودخانهاى كه نبايست بشوند شده بود و يك نفر فرانسوى در مملكت آنها مقتول شده بود . پلتيك « سعدى كارنو » رئيس جمهور آنها در اين مسئله پيشرفت كرد و مجددا رئيس جمهور شد . بيچاره سياميها كه گرفتار فرانسهها شدهاند و نزديك است ولايت سيام را بگيرد ، مثل « تونكن » و ساير جزاير آنجا . انگليسها خيلى اوقاتشان از اين مسئله تلخ شد و نتوانستند كارى كرد . سيام هم جزو فرانسهها شد و دست انگليسها به جائى نخواهد رسيد . پادشاه سيام وضع خود و مملكت را مثل فرنگيها كرده . مذهب آنها مثل هندوهاست . كمال استقلال را پادشاه دارد . ششصد زن در عمارت سلطنتى دارد مثل پادشاه ما . ماژور « مالتا » يكشنبه 4 ربيع الثانى - صبح كامرانيه خدمت حضرت و الا نايب السلطنه رفتم . جمعى بودند . آقا سوار شدند . من هم رو به منزل آمدم . بين راه آقا رسيدند . مدتى فرمايشات و اظهار التفات فرمودند . مرخص شده آمدم . ماژر مالتا آجودان آقا از اهل ايتالياست . مدتى در مصر مستخدم بوده پس از آنكه قشون و صاحبمنصب دولت انگليس آنجا را احاطه كردند معزول شد . حالا ايران آمده . به اصرار وزيرمختار ايتاليا داخل نوكرى شد . انگليسى خوب بلد بود . تمام راه تا تجريش صحبت مصر و فرنگ بود . از قشون مصر خيلى تمجيد و تعريف مىكرد ، خصوصا از « بلك رژيمنت » كه « افواج سياه » باشد و از سوارهء شترسوار آنها . ترقى آنها - فرنگىمآبى ما حقيقت آنها هم خوب ترقى كردهاند . كسى كه ترقى نكرده ماها هستيم . هرچه افعال بىمعنى فرنگيها بوده آموختهايم ، هرچه صنايع و قانونهاى خوب داشتهاند كنار گذاشته ابدا ملاحظه نكردهايم . از فرنگىمآبى عصا دست گرفتن ، عينك گذاشتن ، پيراهن و دستمالگردن پوشيدن و بستن ، سيگار كشيدن ، تندتند حرف زدن ، سرودست در وقت